غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
133
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
متنفر است و اين كراهت و نفرت موجب منع آن شده است . ابو بكر صدّيق « 423 » بزرگترين اختلاف ميان ائمهء اسلام اختلاف در امامت است . و اين مهم گاه بدان منجر شده كه مسلمانان بر روى يك ديگر شمشير كشند اين اختلاف در صدر اسلام پديد آمد و نخست ميان مهاجران و انصار بود كه انصار گفتند : از ما اميرى و از شما نيز اميرى . ابو بكر و عمر ناگاه بيامدند و آنان را از اين انديشه منصرف كردند و پيش از آنكه به بحث و جدال پردازند ، عمر دست خود دراز كرد و با ابو بكر بيعت نمود . مردم ديگر نيز بيعت كردند و شورش فرو نشست . در ماه ربيع الاول « 424 » سال يازدهم هجرى روز وفات پيامبر [ ص ] در سقيفهء بنى ساعده بيعت با ابو بكر انجام پذيرفت . گويند كه چون اين خبر به على بن ابى طالب رسيد آن را انكار نكرد . بيشتر مخالفتى كه در اين باب از او روايت شده اين است كه گفت : با من مشورت نكردى . و ابو بكر پاسخ داد : براى مشورت وقتى باقى نمانده بود و ما ترسيديم كه اين امر از ميان ما بيرون رود . آنگاه ابو بكر به منبر رفت و گفت : مرا از اين امر معاف داريد كه من بهترين شما نيستم . و على گفت : نه تو را معاف مىداريم و نه خواهان بركنارى توييم . پس مهاجران و انصار به خلافت او اذعان كردند . « 425 » چون خبر وفات پيامبر عليه السلام منتشر شد كثيرى از اعراب مرتد شدند و از پرداخت زكات سر برتافتند . مسلمانان مدينه بترسيدند كه مباد حادثهاى پيش آيد ، زنان و كودكان را به كوهها و درههاى اطراف فرستادند . ابو بكر خالد بن وليد را فرمان داد كه به جنگ اهل ردّه رود . او با چهار هزار و پانصد تن برفت ، تا به مرتدان رسيد و با آنان درآويخت و زن و فرزندشان را اسير نمود و اموالشان را تقسيم كرد . مسلمانان نزد ابو بكر به شكايت آمدند و گفتند : خبر اين دروغگو را نشنيدهاى ؟ مسيلمه در سرزمين يمامه ادعاى پيامبرى مىكند . ابو بكر بار ديگر خالد بن وليد را به جنگ او فرستاد . خالد با لشكرى برفت تا به مكانى موسوم به عَقْرَباء رسيد . مسيلمه نيز با جمعى از بنى حنيفه بيامد و در برابر او لشكر بداشت . ميان دو گروه چند نبرد واقع شد تا جنگى سخت درگرفت . مسلمانان به يكباره بر مسيلمه و يارانش تاختن